حقوق بگیر نخواهم ماند
دیشب با یکی از مدیران دولتی ملاقات داشتم، صحبت از افزایش حقوق ها و درآمدهای بچه های سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در دوره رحیم مشایی شد. این که بسیاری از کارمندان و کارکنان آن دوره، مشایی را جزو یکی از مدیران برجسته دولت به شمار می آورند و احتمالا حسرت کارشناسان و مدیران سازمان میراث فرهنگی را می خورند که هم اکنون زیر دست مشایی کار می کنند.
دوباره حالم از این که حقوق بگیرم به هم خورد.
دیروز داشتم وضعیت مالی خودم را نگاه می کردم؛ عمده دریافتی ماهانه ام و بهتر است بگویم همه آن از محل حقوقی است که از یک شرکت خصوصی می گیرم و برنامه یک سال آینده ام این است که خودم را از قید این ماجرا آزاد کنم.
اعقاد دارم که آنچه می تواند رهایی و آزادی واقعی را در پی داشته باشد، استقلال مالی است، نه به قول عده ای "داشتن مسکن". برای همین هم برنامه مالی آینده ام، رسیدن به نقطه استقلال مالی است. شاید به همین دلیل هم هست که حرف کسانی را که دعا می کنند «ان شاء الله خانه بخری» نمی فهمم. من تا زمانی که به استقلال مالی نرسم، خرید خانه، ماشین و هر بدهی دیگری را در برنامه هایم نخواهم گنجاند. زمانی می توانم از خرید این اقلام احساس آرامش کنم، که اسیر چرخه دورانی زندگی نباشم. هر روز مجبور نباشم مسیر خانه تا محل کارم را بروم برای این که دنبال پول در بیاورم. من کار خواهم کرد به خاطر خودم و کارم، نه به خاطر پول.
اعتقاد راسخ دارم که اگر یک برنامه ریزی صحیح مالی وجود داشته باشد، می توان به نقطه استقلال مالی رسید. تنها کافی است نخواهیم که در این چرخه تمام نشدنی بمانیم و برای رهایی از آن، برنامه داشته باشیم و به برنامه خود پایبند باشیم.
من از حدود دو سال پیش تصمیم گرفتم از این وادی خارج شوم و اکنون خوشحالم که برنامه هایم به آرامی در حال پیشروی است. به جرات هم می توانم بگویم اگر زندگی مشترک با همسرم نبود، هرگز راهی برای این رهایی نمی جستم. نیازی به آن نداشتم.
دوباره حالم از این که حقوق بگیرم به هم خورد.
دیروز داشتم وضعیت مالی خودم را نگاه می کردم؛ عمده دریافتی ماهانه ام و بهتر است بگویم همه آن از محل حقوقی است که از یک شرکت خصوصی می گیرم و برنامه یک سال آینده ام این است که خودم را از قید این ماجرا آزاد کنم.
اعقاد دارم که آنچه می تواند رهایی و آزادی واقعی را در پی داشته باشد، استقلال مالی است، نه به قول عده ای "داشتن مسکن". برای همین هم برنامه مالی آینده ام، رسیدن به نقطه استقلال مالی است. شاید به همین دلیل هم هست که حرف کسانی را که دعا می کنند «ان شاء الله خانه بخری» نمی فهمم. من تا زمانی که به استقلال مالی نرسم، خرید خانه، ماشین و هر بدهی دیگری را در برنامه هایم نخواهم گنجاند. زمانی می توانم از خرید این اقلام احساس آرامش کنم، که اسیر چرخه دورانی زندگی نباشم. هر روز مجبور نباشم مسیر خانه تا محل کارم را بروم برای این که دنبال پول در بیاورم. من کار خواهم کرد به خاطر خودم و کارم، نه به خاطر پول.
اعتقاد راسخ دارم که اگر یک برنامه ریزی صحیح مالی وجود داشته باشد، می توان به نقطه استقلال مالی رسید. تنها کافی است نخواهیم که در این چرخه تمام نشدنی بمانیم و برای رهایی از آن، برنامه داشته باشیم و به برنامه خود پایبند باشیم.
من از حدود دو سال پیش تصمیم گرفتم از این وادی خارج شوم و اکنون خوشحالم که برنامه هایم به آرامی در حال پیشروی است. به جرات هم می توانم بگویم اگر زندگی مشترک با همسرم نبود، هرگز راهی برای این رهایی نمی جستم. نیازی به آن نداشتم.

2 Comments:
سلام،
از اينکه «ليست وبلاگهای بهروز شدليست وبلاگهای به روز شدهه» را برای معرفی وبلاگ خوبتون به دوستان ديگه انتخاب کرديد متشکريم، لينک شما به ليست ما اضافه شد و اميدواريم پس از اين دوستان جديدی از اين طريق با وبلاگ شما آشنا بشند.
با تشکر
By
سعيد حاتمی, at 6:19 PM
از لطف شما ممنونم
همین که دوستانی مثل شما را پیدا کردم نشانه خوبی است.
به امید بهروزی شما و دوستانتان
By
آقای همسر, at 11:35 PM
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home