زندگی یه چرخه، باید متعادل باشه
وقتی تعادل زندگی ات در یکی از بخش ها به هم می خوره، اگه کاری براش نکنی، تعادل کل زندگی ات به هم خواهد ریخت
زندگی هر آدمی از چند بخش تقسیم شده مثلا می شه وقتی رو که برای کار و کسب درآمد صرف می کنه، از وقتی که با خانواده اش می گذرونه جدا کرد.
یک دایره بکش، به هشت قسمت تقسیمش کن. هر قسمت را به یکی از امور روزانه ات اختصاص بده
1) کار و درآمد 2) خانواده 3) دوستان و آشنایان 4) تفریح 5) سلامتی 6) اجتماع 7) رشد و آگاهی 8) معنویت و روحانیت
این ها یک جور طبقه بندی برای تعیین وضعیت زندگی آدم ها هستند، فقط می شه از این طبقه بندی برای در تعادل نگه داشتن زندگی اسفاده کرد
هر کدوم از این قطاع های دایره، بخشی از زمان شما را به خود اختصاص می دهند و شما برای هر کدوم از اون ها برنامه و اهدافی دارید. فقط به این فکر کنید که در این لحظه، تا چه اندازه از وضعی که هر کدوم از این قطاع ها دارند راضی هستید. اگر به آنچه می خواستید از کار و درآمد تان رسیده اید، پس نمره خود را 100 بدهید. و اگر هنوز راضی نیستید به خودتان نمره کمتر تا 0 بدهید. برای نمره 100 روی محیط دایره یک نقطه بگذارید و برای نمره صفر روی مرکز دایره و به ترتیب نمرات ببین این دو را روی شعاع دایره قرار دهید
حالا نقاط به دست آمده را به هم وصل کنید. آیا یک دایره کامل است؟ آیا چرخه زندگی شما به درستی می چرخد؟ این همان است که گفتم تعادل زندگی آدم ها به هم می خورد و ناگهان با انبوهی از نابسامانی در اطراف خود روبرو می شوند
کافی است بدانید کدام بخش از چرخه شما به هم ریخته است و کافی است بخواهید آن را به یک دایره کامل تبدیل کنید. در این صورت خواهید توانست با تغییر در زمان اختصاص داده شده به یکی از بخش های دایره، قسمت های دیگر را متعادل کنید
قرار نیست از فردا همه دایره شما روی نقطه 100 تنظیم شده باشد. مهم تر از 100 بودن، متعادل بودن است. پس اول از همه دابره خود را روی نقاط کمتر متعادل کنید و بعد به 100 کردن تمام دایره بپردازید
هفته پیش، نوع برنامه ریزی ام برای رسیدن به کار شخصی ام را تغییر دادم. بیماری همسرم تنها یک نشانه بود برای برقراری دوباره تعادل. شبهایی که تنها می ماند و خستگی هایی که با خود به خانه می آوردم، به صورت بیماری خود را به من نشان دادند
تنها کاری که کردم تلاش برای تغییر ساعاتی بود که کنار هم می گذرانیم. برنامه های کاری ام را در همان ساعات اجرا کردم. او هم به نظر راضی تر بود. هرچند هنوز تعادل کامل ندارم. اما می دانم کجای این چرخه درست نمی چرخد. همین برای شروع کافی است
زندگی هر آدمی از چند بخش تقسیم شده مثلا می شه وقتی رو که برای کار و کسب درآمد صرف می کنه، از وقتی که با خانواده اش می گذرونه جدا کرد.
یک دایره بکش، به هشت قسمت تقسیمش کن. هر قسمت را به یکی از امور روزانه ات اختصاص بده
1) کار و درآمد 2) خانواده 3) دوستان و آشنایان 4) تفریح 5) سلامتی 6) اجتماع 7) رشد و آگاهی 8) معنویت و روحانیت
این ها یک جور طبقه بندی برای تعیین وضعیت زندگی آدم ها هستند، فقط می شه از این طبقه بندی برای در تعادل نگه داشتن زندگی اسفاده کرد
هر کدوم از این قطاع های دایره، بخشی از زمان شما را به خود اختصاص می دهند و شما برای هر کدوم از اون ها برنامه و اهدافی دارید. فقط به این فکر کنید که در این لحظه، تا چه اندازه از وضعی که هر کدوم از این قطاع ها دارند راضی هستید. اگر به آنچه می خواستید از کار و درآمد تان رسیده اید، پس نمره خود را 100 بدهید. و اگر هنوز راضی نیستید به خودتان نمره کمتر تا 0 بدهید. برای نمره 100 روی محیط دایره یک نقطه بگذارید و برای نمره صفر روی مرکز دایره و به ترتیب نمرات ببین این دو را روی شعاع دایره قرار دهید
حالا نقاط به دست آمده را به هم وصل کنید. آیا یک دایره کامل است؟ آیا چرخه زندگی شما به درستی می چرخد؟ این همان است که گفتم تعادل زندگی آدم ها به هم می خورد و ناگهان با انبوهی از نابسامانی در اطراف خود روبرو می شوند
کافی است بدانید کدام بخش از چرخه شما به هم ریخته است و کافی است بخواهید آن را به یک دایره کامل تبدیل کنید. در این صورت خواهید توانست با تغییر در زمان اختصاص داده شده به یکی از بخش های دایره، قسمت های دیگر را متعادل کنید
قرار نیست از فردا همه دایره شما روی نقطه 100 تنظیم شده باشد. مهم تر از 100 بودن، متعادل بودن است. پس اول از همه دابره خود را روی نقاط کمتر متعادل کنید و بعد به 100 کردن تمام دایره بپردازید
هفته پیش، نوع برنامه ریزی ام برای رسیدن به کار شخصی ام را تغییر دادم. بیماری همسرم تنها یک نشانه بود برای برقراری دوباره تعادل. شبهایی که تنها می ماند و خستگی هایی که با خود به خانه می آوردم، به صورت بیماری خود را به من نشان دادند
تنها کاری که کردم تلاش برای تغییر ساعاتی بود که کنار هم می گذرانیم. برنامه های کاری ام را در همان ساعات اجرا کردم. او هم به نظر راضی تر بود. هرچند هنوز تعادل کامل ندارم. اما می دانم کجای این چرخه درست نمی چرخد. همین برای شروع کافی است

4 Comments:
مشکلات چه می کنند؟
آن رابطه کامل که انتظار داشتیم هرگز تحقق پیدا نمیکند و یا اگر هم پیدا کند
بسیار زود از بین می رود. یا مثلا به نظر میرسد که هرگز به اندازه کافی پول
نداریم و یا احساس امینت کافی نمیکنیم. شاید به قدر کفا یت از ما قدردانی و
سپاس گذاری نمیکنند و یا به مو فقیتی که انتظارداریم نا یل نمیآییم.
حتی اگر به بعضی خواست ها دست یابیم ممکن است با زهم ازاین احساس
مبهم زجر بکشیم که باید یک چیزی بیشترازهمه اینها وجود داشته باشد:
سلام سر بزنید اقای سی ساله
By
فاطیما, at 2:42 AM
سلام
من اکثر مواقع به وبلاگ شما سرمیزنم و پست هاتونو می خونم اما تنها مشکل من توی گذاشتن کامنته چون یه کم سخته که آدم بخواد توی وبلاگ شما نظر بده (از لحاظ طراحی وبلاگتون میگم) یه کم مشکلات داره.
موفق باشید
ممنون که به من هم سرزدید
By
کیمیاگر, at 7:13 PM
سلام حامد فرمند عزیز. به سارا گفتم خواننده همیشگی وبلاگت هستم و حالا به خودت هم می گویم. از اینکه این قدر جدی می نویسی و سعی می کنی اوضاع اقتصادی ما راروبراه کنی یک دنیا ممنونم. دلم برای هردوتان تنگ می شود. موفق باشی و سلام برسان.
By
shabnam, at 1:14 AM
درود بر شما
بسیار مطلب مفید و با ارزشی بود
نکات مهمی داشت که خیلی به دردم خورد
خیلی اتفاقی اومد اینجا که البته هیچ چیزی اتفاقی نیست
در هر صورت از آشنایی با شما و وبلاگتون خوشحالم
امیدوارم موفق و پیروز باشید
By
Neoelia, at 8:05 AM
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home